زندگی دو نفره مازندگی دو نفره ما، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 4 روز سن داره
زندگی سه نفره مازندگی سه نفره ما، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره
زندگی چهار نفره مازندگی چهار نفره ما، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 5 روز سن داره
زندگی پنج نفره مازندگی پنج نفره ما، تا این لحظه: 2 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

هدیه زیبای خدا..لحظه لحظه های داشتن تو

خوشبخت ترینم

بهداشت نوبت سوم.42 روزگی

سلام عزیز دلم   خیلی خوشحالم که حالت خوبه و بغل مامانی خوابی   دختر گلم همونطور که قبلا گفتم پنجشنبه بعد از ظهر در 40 روزگی موهاتو زدیم و شما کچل شدی (اونقدردختر خوبی بودی که اصلا گریه نکردی و برای خودت اینور و اونور رو نگاه میکردی فقط متاسفانه من یادم رفت ازت فیلم بگیرم البته خب کسی نبود سرت رو بگیره تا بابا بزرگ بتونن موهاتو بزنن بخاطر همون منم یادم رفت با اینکه دوربین رو آماده کرده بودم )   دیروز ظهر هم در 41 روزگی حمام رفتی ( کلی هم گریه کردی بر عکس حمام بار اول که ساکت بودی تا مادر جون شما رو شستن )   امروز هم با مادر جون رفتیم بهداشت و چکاپ شدی به شرح زیر: قد 56 سانت وزن 4650 گرم ...
8 شهريور 1393

بهداشت نوبت دوم.15 روزگی

سلام دختر نازم   امروز 12 مرداد ماهه و 15 روز از زندگی زمینی شما میگذره   دختر گلم امروز با بابایی شما رو بردیم بهداشت خداروشکر همه چی خوب بود قد : 53 سانت وزن : 3 کیلو و 750 گرم دور سر : 36/5 سانت آزمایش تیروئیدت هم جوابش خوب بود خداروشکر   دورت بگردم عمر منی جیگر گوشهههههه   دوستت دادم میسپارمت به خدا       ...
12 مرداد 1393

سلام عروسکم.بهداشت نوبت اول

سلام زهرای مادرررررر خوشحالم که خوبی   امروز 2 مرداد هستش و شما 5 روزته   مامانی الان که دارم برات مینویسم شما برای خودت خوابیدی خدارو صد هزار مرتبه شکر زیاد مامانی رو اذیت نمیکنی   دختر گلم بابایی و مادر جونت دیروز شما رو بردن بهداشت برای آزمایش تیروئید ... انشا الله که جواب آزمایش خوب باشه... امروز هم بردن پیش مامای خونگی هم گوشت رو سوراخ کردن ، هم کامت رو دادن بالا و هم نافت رو بریدن   امشب هم شب شش هستش و همه بعد از افطار خونه مادر جون جمع میشن ...   خب مامانی حرف دیگه ای ندارم   دوستت دارم یه عالمههههههههههههه زهرا بانوی مادر   میسپارمت به خدا ...
2 مرداد 1393

بهداشت نوبت نهم

سلام دختری امیدوارم که  تو دلم خوب و خوش باشی   شرمندم که نتونستم زودتر بیام و برات بنویسم...   امروز پنجشنبه 26 تیر ماه 1393 و 19 رمضون هستش و شما 40 هفته و 2 روزه  تو دلمی(9 ماه و 10 روز)   دختر نازم دو روز پیش یعنی سه شنبه نوبت بهداشت داشتم چون برای نوار قلب شما رفته بودیم بیمارستان دیگه سر ظهر رسیدیم به بهداشت ولی خداروشکر هنوز تعطیل نکرده بودن   خلاصه   همون چکاپ همیشگی ....وزن و اندازه رحم و فشار خون و ... سونو و نوار قلبت رو هم بهش نشون دادم و بعدشم تا دو شنبه بهم وقت داد که اگه شما پاتو به دنیا نذاشتی برم برای زایمان برای نوار قلبت یه مقدار نگران ب...
26 تير 1393

بهداشت نوبت هشتم

دوباره سلام مامانی   امروز با عمو محسن رفتیم بهداشت چند نفر جلومون بودن بنده خدا عموجون تو هوای گرم دهن روزه منتظرمون شدن...و من خیلی شرمنده شدم   خداروشکر فشارم 10 بود وزنمم خوب بود ... صدای تالاپ تلوپ قلب نازنینت رو هم شنیدم.... خانوم ماما هم گفتن اگه تا هفته دیگه دنیا نیومدی دوباره برم اگه دنیا اومدی سه روزت که شد ببرمت برای چکاپ منم گفتم اطاعت امر و خداحافظی کردم   حالا دختر قشنگم ازت میخوام از خدا بخوای که شما رو دیگه بغلم بزاره   نمیدونی چقدر دلم برات تنگههههههههههه دوستت دارم قشنگم     ...
17 تير 1393

بهداشت نوبت هفتم

سلام دختر مامان خوبی گلم؟   اومدم گزارش بهداشت رو بدم و برم   امروز سه شنبه 10 تیر 1393 شما 38 هفته ات کامل شده خداروشکرررر   من و شما امروز صبح با هم رفتیم بهداشت دو نفر جلومون بودن ... با اینکه با اتوبوس رفته بودیم ولی کلی خسته شده بودیم   بالاخره نوبتمون شد و رفتیم داخل اتاق اول رفتم رو وزنه خداروشکر وزنم خوب بود بعدش فشارم رو گرفت که اونم بد نبود بعدشم صدای قلب نازنین شما رو شنیدم و کلی خانم ماما ازت تعریف کرد گفت نی نی خوبی داری سرش رفته تو لگنت زیاد درشت نیست انشا الله زایمان راحتی هم خواهی داشت منم کلی خوشحال شدم چون هفته پیش که رفته بودم گفت سرش هنوز تو لگنت نیومده ...
10 تير 1393

بهداشت نوبت ششم

سلام زهرای من خوبی گلم؟   امروز 2 تیر ماه 93 شما 36 هفته و 6 روزه که تو شکم مامانی عمر داری   27 خرداد بهداشت بهم نوبت داده بود ولی خانم ماما مرخصی بود این شد که امروز رفتم چکاپ خداروشکر وزنم روی نمودار بود فشارم یه مقدار کم بود صدای قلب معصوم شما رو هم شنیدم ولی خانم ماما  گفت یه مقدار ریزه میزه هستی گفت خوراکمو بیشتر کنم تا شما حداقل تا موقع تولد به 2600 برسی و البته بیشتر راه برم تا سر مبارکتون بیاد توی لگن   و الانم خسته ام پس فعلا میرم و به خدای مهربون میسپارمت   راستی برای بابایی هم دعا کن تا بتونه بیاد میدونم دعای شما بیشتر تاثیر داره و میدونم دوست داری موقع دنی...
2 تير 1393

بهداشت نوبت پنجم

سلام گل دختری خوبی مامانی؟   امروز 30 اردیبهشت 93 شما 32 هفته است که تو دل مامانی تشریف داری ..    و اما ... الوعده وفا رفتم بهداشت برای چکاپ و چون دیروز بهت قول داده بودم اومدم برات تعریف کنم امروزم با مادر جون رفتم بهداشت خداروشکر خلوت بود فقط یه نفر جلوم بود .... نوبتم شد و رفتم داخل اتاق فشارم یه مقداری کم بود ... وزنم خوب بود خداروشکر ... صدای قلب نازنین شما رو هم شنیدیم ... تنها چیزی که یه مقداری منو نگران کرد این بود که گفت رشد نی نی ات یه هفته عقبه ... اندازه رحمت 31 هفته است بجای 32 هفته البته راه کار هم داد ... گفت از الان تا یکی دو هفته فعالیتت رو کم کن و بیشتر استراحت کن ، لبنیات و...
30 ارديبهشت 1393

بهداشت نوبت چهارم

ها دوباره سلام هفته پیش سه شنبه مورخ 26 فروردین 93 نوبت بهداشت داشتم از اونجایی که خونه بابا بزرگ بودم عمو محسن زحمت بردنمون به بهداشت رو کشید خداروشکر خلوت بود و همون اول رفتیم داخل اتاق اول وزنم رو اندازه گرفت بعد صدای قلبت رو شنیدم بعد اندازه رحم رو گرفت و بعدشم فشار خونم رو که خداروشکر همه این موارد خوب بود و به جا برام آزمایشای ماه هفت رو نوشت که برم بدم همون آزمایشی که توی پست قبلی برات گفتم عزیزم   پنج شنبه هم رفتم آزمایشا رو نشون دادم بهشون و خیالم راحت شد  فقط گفت یه کم ، کم خونی داری ولی اونم زیاد مهم نیست   خدا رو شکرررررر   هفته دیگه هم باید برم دکتر هم برای چکاپ و هم...
30 فروردين 1393